تبليغاتX
این چند نفر

این پست با بقیه ی پست هام فرق داره، هر چند که دیر شده ....

+ نوشته شده در  Fri 27 Mar 2009ساعت 10:31 AM  توسط میلاد  | 

پر پروازمُ بستن ...

+ نوشته شده در  Sun 26 Oct 2008ساعت 9:11 PM  توسط میلاد 

 و دوباره يه شروع..

یه شروع بي پايان ديگه...

+ نوشته شده در  Sun 26 Oct 2008ساعت 9:10 PM  توسط میلاد 

جدیداْ مد شده که وقتی خواننده ها کم میارن رمیکس آهنگ قبلی ها رو میدن بیرون.

منم باید به فکر یه رمیکسی باشم. منتها رمیکس چی، خودمم نمی دونم ؟!؟

+ نوشته شده در  Fri 11 May 2007ساعت 12:47 PM  توسط میلاد 

مشکل تو مشکل منم هست،

ولی...

مشکل من فقط مشکل خودمه،

به اين ميگن يه رفاقت متقارن !!!

apple

+ نوشته شده در  Sun 6 May 2007ساعت 11:26 AM  توسط میلاد 

حكايتم شده حكايت بهرام و گور...

فقط يه كلمه می تونم بگم ........ كمك

+ نوشته شده در  Fri 4 May 2007ساعت 11:6 PM  توسط میلاد 

از دیوار آویزونت کردم...

تو رو با تموم خاطراتی که ازت دارم...

خداحافظ

+ نوشته شده در  Wed 2 May 2007ساعت 1:13 PM  توسط میلاد 

کوروش آسوده بخواب که رفتی زیر آب ...

 

+ نوشته شده در  Tue 24 Apr 2007ساعت 9:35 AM  توسط میلاد 

برای رسیدن به اوج آسمانها...

جغدها را رها کن و با عقابان هم پرواز شو.

+ نوشته شده در  Sat 31 Mar 2007ساعت 6:6 PM  توسط میلاد 

یه سال دیگه هم به بیهودگی هام اضافه شد.

+ نوشته شده در  Wed 21 Mar 2007ساعت 10:19 AM  توسط میلاد 

تو خیلی زودتر از بقیه فهمیدی که تو این ورزش چیزی بهت نمی ماسه.

+ نوشته شده در  Sat 10 Mar 2007ساعت 11:8 PM  توسط میلاد 

دنیای رفاقت خیلی کوچیک شده...

هوای اونم هم حسابی مسموم...

باور کردن آدمها هم سخت...

تکلیف...؟!

+ نوشته شده در  Fri 9 Mar 2007ساعت 7:21 PM  توسط میلاد 

دست نوشته های ذهن،

 تنها چيزيه كه تقلب هنوز بهش نفوذ نكرده.

اونم شايد يه روز ...

+ نوشته شده در  Tue 6 Mar 2007ساعت 9:39 PM  توسط میلاد 

قورباغه را قورت بده !!

برایان تریسی میگه قورباغه را قورت بده. يكی، دو تا چندتا.

ولی نه ديگه يه درياچه قورباغه !!

+ نوشته شده در  Sat 3 Mar 2007ساعت 11:37 PM  توسط میلاد 

چقدر سخته سیاه لشکر بودن،

اونم واسه کسی که همیشه نقش اول بوده !!

+ نوشته شده در  Wed 28 Feb 2007ساعت 9:19 PM  توسط میلاد 

جوانی و بی قراری برای همیشه !!

+ نوشته شده در  Fri 23 Feb 2007ساعت 12:14 PM  توسط میلاد 

سرد شدم

سرد از زندگی

سرما هم خیلی وقت ها می تونه بسوزونه ...

+ نوشته شده در  Wed 14 Feb 2007ساعت 3:24 PM  توسط میلاد 

درست مثه یه قهرمان واقعی ...

توی اوج خداحافظی کرد و رفت.

+ نوشته شده در  Wed 7 Feb 2007ساعت 11:50 AM  توسط میلاد 

منتظرم ... 

منتظر هالوین،

شاید واسه یه روز هم که شده بتونم نقابم رو از صورتم بردارم و خودم باشم.

mask

+ نوشته شده در  Mon 15 Jan 2007ساعت 9:19 PM  توسط میلاد 

ذهنم شده سینما درام،

فیلم هاش هم خاطرات بد گذشته،

البته ساعت پخشش از ۱۲ شب به بعده.

negative

+ نوشته شده در  Sat 13 Jan 2007ساعت 10:16 PM  توسط میلاد